غلامعلى صفايى
289
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و وصفت : دليل ديگر براى نكره بودن « ما » نكره موصوفه ، توصيف آن به نكره است كه اين كاشف از نكره بودن آن است زيرا كه همواره وصف نكره ، موصوف نكره دارد ، مانند « مررت به من معجب لك » يعنى « عبور كردم بر كسى كه به تعجب وامىداشت تو را » ، و مانند قول حسّان در مدح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « فكفى بنا فضلا على من غيرنا * حبّ النبيّ محمد إيّانا » « 1 » شاهد : در توصيف « من » به وسيلهء « غير » است كه به همين جهت مجرور مىباشد ، و « غير » در شعر هرچند به ضمير اضافه شده است لكن هيچگاه كسب تعريف نمىكند مگر در صورت اضافه آن به يكى از ضدين كه فرد سومى براى آن دو ضد نباشد . يروى برفع « غير » : و در بعضى از كتب شعر كلمه « غير » به رفع ضبط شده است كه در اين صورت « من » دو احتمال دارد : 1 - « من » داراى همان تركيب قبل باشد يعنى « من » نكره موصوفه باشد و لكن « غيرنا » خبر براى « هو » مبتداى محذوف باشد و كل جمله صفت براى « من » و جمله در محل جر است . 2 - « من » موصوله باشد و « غيرنا » خبر براى « هو » محذوف و كل جمله صله بر آن موصول ، كه در اين تركيب ، جمله محلى از اعراب ندارد .
--> ( 1 ) - ر . ك ، ترجمه و شرح مغني الأديب : 2 / 38 .